800
۰
استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد سراوان مطرح کرد:

حضور آگاهانه مردم، سرمایه تمدن ساز ایران اسلامی

استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد سراوان با تحلیل ابعاد حضور مردم در صحنه‌های سرنوشت‌ساز، این حضور را تجلی پیوند عمیق ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی دانست.
حضور آگاهانه مردم، سرمایه تمدن ساز ایران اسلامی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شستون، در روزگاری که جنگ روایت‌ها و نبرد شناختی، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شده است، تحلیل رخدادهای اجتماعی دیگر تنها با شاخص‌های آماری و گزارش‌های کمی امکان‌پذیر نیست. بسیاری از رویدادهای بزرگ، به‌ویژه حضور گسترده مردم در صحنه‌های ملی و انقلابی، حامل پیام‌هایی هستند که در لایه‌های عمیق فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تمدنی معنا پیدا می‌کنند و می‌توانند مسیر آینده یک ملت را ترسیم کنند.
 
 بر همین اساس، حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی عودی جعفری، مسئول امور دانشجویی و فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی سراوان، در گفتگویی تفصیلی با پایگاه خبری تحلیلی شستون، به واکاوی مفهوم «حضور مردمی»، «مبعوث شدن مردم» و شعار راهبردی «باید برخاست» پرداخته است.
 
برخی حضور گسترده مردم در صحنه‌های ملی را صرفاً یک تجمع اجتماعی می‌دانند. از نگاه شما این حضور چه مفهومی فراتر از یک اجتماع مردمی دارد؟
اگر بخواهیم چنین رخدادهایی را تنها با تعداد افراد حاضر یا آمارهای رسمی تحلیل کنیم، در حقیقت از مهم‌ترین بخش واقعیت غفلت کرده‌ایم. بسیاری از اتفاقات بزرگ تاریخ، نه به دلیل تعداد افراد، بلکه به دلیل معنا، پیام و اثری که بر جامعه گذاشته‌اند، ماندگار شده‌اند. حضور مردم نیز از همین جنس است؛ حضوری که در آن اراده، باور و هویت یک ملت خود را به نمایش می‌گذارد.
 
 این حضور را باید نوعی «بیانیه اجتماعی» دانست؛ بیانیه‌ای که بدون نیاز به شعارهای طولانی، پیام روشنی را به جامعه و حتی افکار عمومی جهان منتقل می‌کند. هنگامی که مردم با انگیزه و باور در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، در حقیقت نشان می‌دهند که سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور همچنان زنده و پویاست.
 
 از منظر انقلاب اسلامی نیز این حضور، صرفاً یک واکنش احساسی نیست، بلکه تجلی پیوند میان مردم، هویت دینی و مسئولیت اجتماعی است. هر اندازه این پیوند عمیق‌تر باشد، جامعه در برابر فشارهای بیرونی، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی نیز مقاوم‌تر خواهد بود.
 
 شما معتقدید این حضور، پیام‌های متعددی برای جامعه و جهان دارد. مهم‌ترین این پیام‌ها چیست؟
نخستین پیام، پیام مشروعیت اجتماعی و تاریخی است. در طول تاریخ، حکومت‌هایی ماندگار بوده‌اند که توانسته‌اند میان مردم و ارزش‌های بنیادین خود ارتباط برقرار کنند. حضور مردم بیانگر آن است که ارزش‌هایی مانند استقلال، عزت، هویت ملی و باورهای دینی همچنان در متن جامعه جریان دارد و به همین دلیل نمی‌توان این سرمایه را صرفاً با معیارهای سیاسی سنجید.
 
 پیام دوم، پیام وحدت است. امروز دشمنان هر جامعه‌ای پیش از آنکه به دنبال رویارویی نظامی باشند، تلاش می‌کنند وحدت داخلی را هدف قرار دهند. ایجاد شکاف میان مردم، نخبگان، مسئولان و ارکان جامعه، یکی از مهم‌ترین راهبردهای جنگ شناختی است. هنگامی که مردم با حضور خود این وحدت را به نمایش می‌گذارند، در حقیقت بسیاری از این طراحی‌ها را بی‌اثر می‌کنند.
 
 از سوی دیگر، این حضور پیام امید نیز به همراه دارد. جامعه‌ای که هنوز می‌تواند در بزنگاه‌های مهم به انسجام برسد، جامعه‌ای زنده است. چنین جامعه‌ای ظرفیت عبور از مشکلات را دارد، زیرا مهم‌ترین پشتوانه هر کشور، سرمایه انسانی و اعتماد عمومی آن است، نه صرفاً امکانات مادی.
 
در سخنان خود از تعبیر «مبعوث شدن مردم» استفاده کرده‌اید. این مفهوم دقیقاً به چه معناست؟
 تعبیر «مبعوث شدن مردم» را نباید صرفاً یک عبارت ادبی دانست. مقصود از این تعبیر، بیداری دوباره اراده اجتماعی است. گاهی ممکن است جامعه درگیر مشکلات اقتصادی، فشارهای روانی، هجمه‌های رسانه‌ای یا ناامیدی شود و احساس کند توان تغییر شرایط را ندارد. اما تاریخ نشان داده است که ملت‌ها در مقاطع حساس می‌توانند دوباره به خود بازگردند و اراده جمعی خویش را احیا کنند.

وقتی مردم با آگاهی، مسئولیت‌پذیری و امید وارد میدان می‌شوند، در واقع نوعی تولد دوباره اجتماعی اتفاق می‌افتد. این همان چیزی است که از آن به «مبعوث شدن مردم» تعبیر می‌کنم؛ یعنی جامعه از حالت سکون و انتظار خارج شده و احساس می‌کند که خود می‌تواند در ساخت آینده نقش‌آفرین باشد.
 
 اگر این روحیه در میان دانشگاهیان، نخبگان، مدیران و نسل جوان نیز تقویت شود، بسیاری از مشکلات کشور قابل حل خواهد بود. هیچ کشوری تنها با منابع طبیعی پیشرفت نکرده است؛ آنچه کشورها را به قله‌های توسعه رسانده، اراده و سرمایه انسانی آنان بوده است.
 
شعار «باید برخاست» چه نسبتی با این نگاه دارد و چه پیامی برای جامعه دانشگاهی و نسل جوان دارد؟

 به باور من، «باید برخاست» یک شعار مقطعی نیست، بلکه یک راهبرد برای آینده است. برخاستن یعنی پایان دادن به سکون، بی‌تفاوتی و انتظار. جامعه‌ای که تنها به تحلیل مشکلات بسنده کند، هیچ‌گاه به پیشرفت نخواهد رسید. نخستین گام تحول، تصمیم برای حرکت است.
 
 امروز دانشگاه‌ها باید پیشگام این حرکت باشند. رسالت دانشگاه تنها آموزش نیست؛ بلکه تربیت انسان‌های مسئله‌شناس، مسئولیت‌پذیر و توانمند برای حل مشکلات جامعه است. اگر دانشگاه بتواند میان علم، فرهنگ، اخلاق و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار کند، نقش تاریخی خود را به بهترین شکل ایفا کرده است.
 
 نسل جوان نیز باید بداند که آینده کشور در دستان اوست. امروز میدان خدمت تنها به عرصه‌های نظامی محدود نیست؛ عرصه علم، فناوری، اقتصاد، رسانه، فرهنگ و نوآوری نیز میدان جهاد است. هر دانشجو، پژوهشگر، کارآفرین یا فعال فرهنگی که بتواند گرهی از مشکلات جامعه باز کند، در حقیقت در مسیر تحقق همین شعار «باید برخاست» گام برداشته است.
 
 برخی معتقدند مهم‌ترین سرمایه هر کشور، سرمایه اقتصادی یا نظامی است. شما چرا بر سرمایه اجتماعی و حضور مردم تأکید دارید؟
  اگر تاریخ تحولات جهان را مطالعه کنیم، خواهیم دید که بسیاری از کشورها با وجود برخورداری از امکانات فراوان اقتصادی یا تجهیزات پیشرفته، به دلیل از دست دادن اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی دچار بحران شده‌اند. در مقابل، ملت‌هایی که از سرمایه اجتماعی برخوردار بوده‌اند، توانسته‌اند دشوارترین شرایط را نیز پشت سر بگذارند. بنابراین باید بپذیریم که مهم‌ترین پشتوانه هر نظام سیاسی، اعتماد مردم و احساس مسئولیت آنان نسبت به آینده کشور است.
 
 حضور مردم در بزنگاه‌های مهم، بیانگر همین سرمایه اجتماعی است. این حضور نشان می‌دهد که جامعه هنوز نسبت به سرنوشت خود بی‌تفاوت نیست و احساس می‌کند در تعیین آینده نقش دارد. هرگاه این احساس مسئولیت در میان مردم تقویت شود، امید، همبستگی و روحیه مشارکت نیز افزایش می‌یابد و همین مسئله زمینه‌ساز حل بسیاری از مشکلات خواهد شد.
 
 از سوی دیگر، دشمنان هر کشوری پیش از آنکه زیرساخت‌های اقتصادی را هدف قرار دهند، تلاش می‌کنند اعتماد عمومی را تضعیف کنند؛ زیرا اگر اعتماد آسیب ببیند، حرکت جامعه نیز دچار اختلال خواهد شد. از این منظر، حفظ سرمایه اجتماعی، وظیفه‌ای همگانی است و همه نهادهای فرهنگی، رسانه‌ای، علمی و اجرایی باید در تقویت آن نقش‌آفرینی کنند.
 
  نقش دانشگاه‌ها و نخبگان را در تحقق شعار «باید برخاست» چگونه ارزیابی می‌کنید؟
  دانشگاه در نگاه اسلامی و انقلابی، صرفاً محل انتقال دانش نیست؛ بلکه باید کانون اندیشه، نوآوری، حل مسئله و تربیت نیروهای کارآمد باشد. اگر دانشگاه تنها به آموزش نظری بسنده کند و ارتباط خود را با مسائل واقعی جامعه از دست بدهد، بخش مهمی از رسالت خود را انجام نداده است.
 
 امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به اندیشه‌های نو، پژوهش‌های کاربردی و نخبگانی نیاز دارد که بتوانند برای مشکلات موجود راهکار ارائه دهند. شعار «باید برخاست» پیش از هر قشری، دانشگاهیان را مخاطب قرار می‌دهد؛ زیرا حرکت علمی، پایه حرکت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. اگر دانشگاه بتواند امید، خودباوری و مسئولیت‌پذیری را در میان دانشجویان تقویت کند، آثار آن در همه عرصه‌های کشور نمایان خواهد شد.
 
 از سوی دیگر، نخبگان نباید صرفاً به نقد شرایط موجود اکتفا کنند. نقد زمانی ارزشمند است که با ارائه راه‌حل همراه باشد. جامعه امروز بیش از هر چیز به اندیشه‌های تحول‌آفرین، ایده‌های عملی و روحیه مسئولیت‌پذیری نیاز دارد. هر پژوهشی که بتواند گرهی از مشکلات مردم باز کند، گامی در مسیر تحقق همین نگاه تمدنی است.
 
 شما به پیوند هویت ملی و هویت دینی اشاره کردید. این دو چگونه می‌توانند مکمل یکدیگر باشند؟
گاهی این تصور نادرست مطرح می‌شود که میان هویت ملی و هویت دینی نوعی تقابل وجود دارد، در حالی که تاریخ ایران اسلامی خلاف این موضوع را ثابت کرده است. ملت ایران در حساس‌ترین مقاطع تاریخی، هم از سرزمین خود دفاع کرده و هم از ارزش‌های دینی و اعتقادی خویش پاسداری کرده است. این دو، نه در برابر یکدیگر، بلکه در امتداد یکدیگر قرار دارند.
 
 در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، وطن صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست؛ بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم است. همان‌گونه که دین، صرفاً مجموعه‌ای از مناسک فردی نیست، بلکه به مسئولیت اجتماعی، عدالت، کرامت انسانی و حفظ عزت جامعه نیز توجه دارد. به همین دلیل، هرگاه مردم از استقلال، امنیت و وحدت کشور دفاع می‌کنند، در حقیقت از هویت دینی و ملی خود به صورت هم‌زمان پاسداری می‌کنند.
 
 نسل جوان باید این حقیقت را به‌درستی بشناسد. امروز یکی از مهم‌ترین وظایف مراکز علمی و فرهنگی، تبیین این پیوند برای دانشجویان و نوجوانان است تا بدانند پیشرفت کشور، حفظ وحدت و تقویت هویت ملی و دینی، سه ضلع یک حقیقت واحد هستند و هیچ‌یک بدون دیگری به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
 
در پایان، اگر بخواهید مهم‌ترین پیام خود را خطاب به نسل جوان، دانشگاهیان و مردم بیان کنید، چه خواهید گفت؟
 امروز بیش از هر زمان دیگری به امید، حرکت و مسئولیت‌پذیری نیاز داریم. مشکلات و چالش‌ها واقعیت‌های انکارناپذیر جامعه هستند، اما هیچ ملتی با ناامیدی و انفعال به پیشرفت نرسیده است. آنچه آینده را می‌سازد، اراده انسان‌ها برای تغییر شرایط است. اگر هر فرد مسئولیت خود را به‌درستی انجام دهد، مجموعه این تلاش‌ها می‌تواند آینده‌ای متفاوت برای کشور رقم بزند.

من معتقدم شعار «باید برخاست» در حقیقت دعوت به همین مسئولیت‌پذیری است. برخاستن یعنی از خود آغاز کردن؛ یعنی دانشجو در مسیر علم‌آموزی، استاد در مسیر تولید دانش، مدیر در مسیر خدمت صادقانه، رسانه در مسیر روشنگری و مردم در مسیر حفظ همبستگی و امید، سهم خود را ایفا کنند. آینده روشن، محصول تصمیم‌های بزرگ نیست؛ بلکه نتیجه استمرار همین گام‌های مسئولانه و آگاهانه است.
 
 در پایان تأکید می‌کنم که حضور مردم در صحنه‌های سرنوشت‌ساز، نقطه آغاز یک مسیر است، نه پایان آن. این حضور زمانی آثار ماندگار خود را نشان خواهد داد که به تولید علم، شکوفایی اقتصادی، تقویت فرهنگ، گسترش اخلاق، همدلی اجتماعی و تلاش مستمر برای ساختن آینده‌ای بهتر تبدیل شود. اگر بتوانیم این سرمایه عظیم مردمی را به حرکت، نوآوری و پیشرفت پیوند بزنیم، بی‌تردید ایران اسلامی با اتکا به ظرفیت‌های انسانی خود، مسیر تعالی و عزت را با قدرت بیشتری ادامه خواهد داد.

انتهای خبر/
شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۶:۱۹
کد مطلب: 32118
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *